اما امروز ....

اما امروز ....

خدای من، امروز چشمانم را نمی­ توانم باور کنم،

حتی باورهایم را هم نمی ­توانم باور کنم!

 امروز سراپای وجودم بهت و حیرت است و پرسش.

ای خدای من، سپاسگزارم که صدای مرا میشنوی،

سپاسگزارم که در دل شکسته جا داری،

سپاسگزارم که پناه بی پناهانی،

سپاسگزارم که دادرس ستمدیدگانی،

 سپاسگزارم که در تاریکی­ ها نوری،

سپاسگزارم که در نامیدی­ها امیدی،

سپاسگزارم که گرداننده شب و روزی،

 و سپاسگزارم که گرداننده قلب­هایی.

ای خدای من، درد روزگار صدا در گلویم خفه کرده،

 ولی شنوایی و درد نوازی توست که به سخن وامی­داردم.

خدایا شکر، خدایا شکر هزاران هزار بار شکر

خدایا......

/ 1 نظر / 11 بازدید
سرو نازشیراز

بازمممممممممممم ممنون.... / دوستت دارم الهی پیر شی...[ماچ]