متولدین مهر تولدتون مبارک

هوراهوراهوراهورا

هورامتولدین مهر تولدتون مبارکهورا

هوراهوراهوراهورا

هوراهورا

هورا

مهر

سمبل : ترازو

عنصر : هوا

سیاره : ونوس

عضو آسیب پذیر : کمر و کلیه ها

روز اقبال : جمعه

اعداد شانس : 6و9

سنگ خوش یمن : الماس

رنگ : آبی و بنفش

گل : سرخ

حیوان : خزندگان

او می تواند دوست خوب و میزبانی عالی باشد او در سیاست دومی ندارد.

////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////هورا

/ 11 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سرو ناز شیراز

بخوام از تو بگذرم اما با یادت چــــه کنم ترو از یاد ببرم با خاطراتت چـــه کنم حتی از یاد ببرم تو و خاطراتتو بگو من با این دل خونه خرابم چــــــــــــــــــــه کنم... ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ... همیشه شاد باشیییییییییییییییییی[ماچ]

سرو ناز شیراز

بخوام از تو بگذرم اما با یادت چــــه کنم ترو از یاد ببرم با خاطراتت چـــه کنم حتی از یاد ببرم تو و خاطراتتو بگو من با این دل خونه خرابم چــــــــــــــــــــه کنم... ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ... همیشه شاد باشیییییییییییییییییی[ماچ]

سرو ناز شیراز

آنکه مست آمد و دستی به دل ما زد و رفت ، در این خانه ندانم به چه سودا زد و رفت خواست تنهایی ما را به رخ ما بکشد ، تعنه ای بر در این خانه تنها زد و رفت . [ماچ]

معلمی از جنس پائیز

خدا پر داد تا پرواز باشد گلویی داد تا آواز باشد خدا می خواست باغ آسمان ها به روی ما همیشه باز باشد ... چرا مردم قفس را آفریدند ؟ چرا پروانه را از شاخه چیدند ؟ چرا پروازها را پر شکستند ؟ چرا آوازها را سر بریدند ؟

معلمی از جنس پائیز

من پر از پاییز پر از موجهای بی تابی پر از شب پر از آرزوهای مهتابی پر از آسمان پر از ستاره های رویایی پر از امید امید روزهایی که می آیی من بدون تو آه... پر از پاییز پر از تنهایی

معلمی از جنس پائیز

خدا پر داد تا پرواز باشد گلویی داد تا آواز باشد خدا می خواست باغ آسمان ها به روی ما همیشه باز باشد ... چرا مردم قفس را آفریدند ؟ چرا پروانه را از شاخه چیدند ؟ چرا پروازها را پر شکستند ؟ چرا آوازها را سر بریدند ؟

معلمی از جنس پائیز

دیر زمانی گریستن و نوازنده های ویلون در پائیز قلبم را از رخوتی یکنواخت و پریده رنگ آکنده از خفقان زخم میزند . آن دم ، که ساعت زنگ مینوازد به خاطر می آورم روزهای رفته را و گریه میکنم . و من هم می روم ! در باد بدی که با خود می بردم به این سو و آن سو به سان برگ های خشکیده . « پل ورلن »