شعر بهار

شعر بهار

برف و یخ آب شد چشمه ها شد روان

شد زمین رنگ رنگ خنده زد آسمان

باز دنیای ما شاد و پیروز شد

آمد، آمد بهار عید نوروز شد

پر شد از بوی گل کوچه ها، خانه ها

باز آغاز شد رقص پروانه ها

باز هم پهن شد سفره هفت سین

سبز شد، سرخ شد هر کجای زمین

/ 15 نظر / 51 بازدید
نمایش نظرات قبلی
المیرا

شعر خیلی قشنگی بود. عکستون هم جالب بود. موفق باشید[گل]

سروناز شیراز

در تمنای نگاهت بی قرارم تا بیایی / من ظهور لحظه ها را می شمارم تا بیایی خاک لایق نیست تا به رویش پا گذاری / در مسیرت جان فشانم گل بکارم تا بیایی..../ ممنونم که بی صدا و اروم اومدیییییییی...[گل]

صمیم

سلام مریم خانم شعر تان را خواندم بسیار قشنګ وعالی بود به امید آنکه شعرهای جدیدتر وجدیدتر تان را بخوانم . به پیشواز بهارقشنګ ورویایی دسته ګلی را به شما هدیه می کنم . [گل][گل][گل]

زهره

[لبخند][چشمک]زیبا بود

صدف

قشنگ بود[لبخند]

صدف

قشنگ بود[شوخی][تعجب]

سرونازشیراز

گاهی باران همه دغدعه اش باران نیست ، گاهی از غصه میبارد...[گل] ممنونممممممممم.....[قلب]

بئ

خیلی زیبا بود

شیرین

من از خدا که بهار آفرید ممنونم ازآنکه روح به جانها دمید ممنونم ازآنکه رنگ محبت به فصلها بخشید ازاینکه طرح جهان راکشید ممنونم شب شکوه شب سربلند ایرانی ست من ازطلعلو شبهای عید ممنونم در این بهار در این روزهای سرسبزی از اینکه عشق به دادم رسید ممنونم بهار آمده اندام شهر می رقصد من از تمام درختان بید ممنونم دلم خوش است به این چهارشنبه سوری ها ازآنکه شعله به عشقم کشید ممنونم درآرزوی درختان تب شکفتن هاست از این طراوت سرخ وسفید ممنونم چنان به خرمی شاهرود می بالم که از ابوالحسن وبایزید ممنونم همیشه منتظر عطر نوبهارانم ازآنکه آورد آنرا نوید ممنونم چقدر لحظه ی تحویل سالمان زیباست من از خدای بهار آفرید ممنونم استاد فرامرز عرب عامری

اسما

سلام عزیز دلم من یه دختر افغان هستم شعرت قشنگ بود منتظر بهترهاش هستم