گریه و خنده

گاهی خنده زیاد باعث گریه میشه

بهار آمد دوباره
نویسنده : مریم - ساعت ۸:٤۱ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٥ اسفند ۱۳۸۸
 

بهار آمد دوباره

توی گوش جنگل صدای آمدن بهار پیچیده بود.

دیگر کم کم زمستان باید خداحافظی می کرد و جای خودش را به بهار می داد.

 روزهای سرد و سخت زمستان می رفتند و روزهای گرم و قشنگ بهاری می آمدند.

از پنجره های خانه، سوز و سرما فرار می کرد و نور مهربان خورشید مهمان خانه ها می شد.

برفها کم کم آب می شدند و کلاه برفی کوهها، هر روز کوچک و کوچکتر می شد.

چشمه ها پر آب می شدند و به دنبال رود، به راه می افتادند.

دیگر فصل شنیدن چهچهه بلبلان شده بود و آسمان پُر بود از پرنده های نغمه خوان

 که بلند بلند سرود آمدن بهار را می خواندند.

حیوانهای خواب آلوده جنگل، تازه از خواب زمستانی بیدار شده بودند

و دوباره با یک بهار دیگر رو به رو می شدند.

 خلاصه، بهار آمده بود و با خودش شور و هیجان آورده بود.

 آمدن بهار را به شما دوستان مهربان همیشه بهاری تبریک می گوییم.


 
comment نظر نميدي ()