گریه و خنده

گاهی خنده زیاد باعث گریه میشه

خدایا ... !
نویسنده : مریم - ساعت ۳:٤٧ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۸ تیر ۱۳۸٩
 

خدایا، من عشق به تو را هم از تو می خواهم و عشق به عاشقانت را وعشق رابه هر کاری که مرا به تو نزدیک کند

خدایا ...

خدایا، مرا راهی ده که فقط به در خانه ی تو توانم آمد .
دستی ، که فقط در خانه تو توانم کوفت .

خدایا، من را چشمی ده که فقط گریان تو باشد و سینه ای که فقط سوزان تو .
به من نگاهی ده که جز روی تو نتوانم دید .
و گوشی که جز صدای تو نتواند شنید
خودت را معشوقترین من قرار ده . مرا عاشقترین خویش .


خدایا، چشم جویبار عشق مرا به تماشای دریایت روشنی ده ،
مبادا دل من اسیر کوی دیگری شود و پیشانی محبت من بر خاک دیگری بساید .

خدایا مرغ دلم که در دام توست، مبادا که یاد آشیان دیگری کند .
خدایا...
همزمان با رشد گیاه محبتت در باغچه ی دلم هر چه هرزه گیاه هست از ریشه بخشکان .

خدایا...

نکند که روی از من بتابی و نشود که نگاه حیران مرا منتظر بگذاری
ای پاسخ دهنده و ای اجابت کننده
ای گل بخش دیگران از گل گلستان تو ای باغبان باغ رحمت ، ای عزیز و مهربانم ، ای خدای بی همتای من.

یا الهی و ربی ! من لی غیرک ...؟!



 
comment نظر نميدي ()