گریه و خنده

گاهی خنده زیاد باعث گریه میشه

یک پیام تکان دهنده ..... توسط یک زن ...
نویسنده : مریم - ساعت ٢:۱٩ ‎ق.ظ روز شنبه ٩ خرداد ۱۳٩٤
 

یک پیام تکان دهنده ..... توسط یک زن ... "
کسی از او پرسید .......
آیا شما زنی شاغل هستید یا خانه دار؟؟
او پاسخ داد: بله من یک خانه دار تمام وقت هستم.
من 24 ساعت در روز کار می کنم .....
من یک "مادر" هستم،
من یک همسر هستم،
من یک دختر هستم،
من یک عروس خانواده همسرم هستم
من یک ساعت زنگ دار هستم،
من یک آشپز هستم،
من یک پیشخدمت هستم،
من یک معلم هستم،
من یک گارسون هستم،
من یک پرستار بچه هستم،
من پرستار هستم،
من دستیار هستم،
من یک مامور امنیتی هستم،
من یک مشاور هستم،
من ارام بخش هستم،
من تعطیلات ندارم،
مرخصی استعلاجی ندارم،
روز استراحت ندارم
شبانه روز کار می کنند .....
و ٢۴ ساعته گوش به زنگم
تمام ساعات و
دستمزدم این است:
"مگه چکار کردی از صبح تا حالا؟"

تقدیم به همه بانوان و زنان سرزمینم .....


 
comment نظر نميدي ()
 
خودت پل خودت را بساز...
نویسنده : مریم - ساعت ٢:٠٧ ‎ق.ظ روز شنبه ٩ خرداد ۱۳٩٤
 

پسری جوان از شهری دور به دهکده شیوانا آمد و به محض ورود به دهکده بلافاصله سراغ مدرسه شیوانا را گرفت و نزد او رفت و مقابلش روی زمین مودبانه نشست و گفت: «از راهی دور به دنبال یافتن جوابی چندین ماه است که راه می روم و همه گفته اند که جواب من نزد شماست! تو که در این دیار استاد بزرگی هستی برایم بگو چگونه می توانم تغییری بزرگ در سرنوشتم ایجاد کنم که فقر و نداری و سرنوشت تلخ والدینم نصیبم نشود!؟»

شیوانا نگاهی به تن خسته و رنجور جوان انداخت و با تبسم گفت: «جوابت را زمانی خواهم داد که آرام بگیری و گرد و خاک جاده را از تن خود پاک کنی. برو استراحت کن و فردا صبح زود نزد من آی
روز بعد شیوانا پسر جوان را از خواب بیدار کرد و همراه چند تن از شاگردانش به سوی رودخانه ای بزرگ در چند فرسنگی دهکده به راه افتاد. نزدیک رودخانه که رسیدند شیوانا خطاب به پسر جوان و شاگردانش گفت: «تکلیف امروز شما این است! از این رودخانه عبور کنید و از آن سوی رودخانه تکه ای کوچک از سنگ های سیاه کنار صخره برایم باورید. حرکت کنید
پسر جوان مات و مبهوت به شاگردان شیوانا خیره ماند و دید که هر کدام از آنها برای رفتن به آن سوی رودخانه یک روش را انتخاب کردند. بعضی خود را بی پروا به آب زدند و شنا کنان و به سختی خود را به آن سوی رودخانه رساندند. بعضی با همکاری یکدیگر با چوب های درختان اطراف رودخانه کلک کوچکی درست کردند و خود را به جریان آب رودخانه سپردند تا از آن سوی رودخانه سر در آورند. بعضی از گروه جدا شدند تا در بالادست در محلی که عرض رودخانه کمتر بود از آن عبور کنند.
پسر جوان به سوی شیوانا برگشت و گفت: «این دیگر چه تکلیف مسخره ای است!؟ اگر واقعا لازم است بچه ها آن سمت رودخانه بروند، خوب برای این کار پلی بسازید و به بچه ها بگویید از آن پل عبور کنند و بروند آن سمت برایتان سنگ بیاورند!؟»
شیوانا تبسمی کرد و گفت: «نکته همین جاست! خودت باید پل خودت را بسازی! روی این رودخانه دهها پل است. این جا که ما ایستاده ایم پلی نیست! اما تکلیف امروز برای این است که یاد بگیری در زندگی باید برای عبور از رودخانه های خروشان سر راهت بیشتر مواقع مجبور می شوی خودت پل خودت را بسازی و روی آن قدم بزنی! تو این همه راه آمدی تا جواب سوالی را پیدا کنی و من اکنون می گویم که جواب تو همین یک جمله است: اگر می خواهی چون بقیه گرفتار جریان خروشان رودخانه های سر راهت نشوی، دچار فقر و فلاکت نشوی و زندگی سعادتمندی پیدا کنی، باید یک بار برای همیشه به خودت بگویی که از این به بعد پل های زندگی خودم را خودم خواهم ساخت و بلافاصله از جا برخیزی و به طور دایم و مستمر و در هر لحظه در حال ساختن پلی برای قدم گذاشتن روی آن و عبور از رودخانه باشی. منتظر دیگران ماندن دردی از تو دوا نمی کند. پل من به درد تو نمی خورد! پل خودت را باید خودت بسازی.

باتشکر از وبلاگ http://sinax2.persianblog.ir به خاطر این متن جالب

 


 
comment نظر نميدي ()
 
عاقلانه ترین کلمه ...
نویسنده : مریم - ساعت ٥:٤٩ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٥ مهر ۱۳٩۳
 

عاقلانه ترین کلمه "احتیاط" است
حواست را جمع کن

دست و پا گیر ترین کلمه "محدودیت" است
اجازه نده مانع پیشرفتت شود

سخت ترین کلمه "غیر ممکن" است
اصلا وجود ندارد

مخرب ترین کلمه "شتابزدگی" است
مواظب پل های پشت سرت باش

تاریک ترین کلمه "نادانی" است
آن را با نور علم روشن کن

کشنده ترین کلمه "اضطراب" است
آن را نادیده بگیر

صبور ترین کلمه "انتظار" است
همیشه منتظرش بمان

با ارزش ترین کلمه "بخشش" است
سعی خود را بکن

قشنگ ترین کلمه "خوشرویی" است
راز زیبایی در آن نهفته

سازنده ترین کلمه "گذشت" است
آن را تمرین کن

پرمعنی ترین کلمه "ما" است
آن را به کار ببر

عمیق ترین کلمه "عشق" است
به آن ارج بده

بی رحم ترین کلمه "تنفر" است
با آن بازی نکن

خودخواهانه ترین کلمه "من" است
از آن حذر کن

نا پایدارترین کلمه "خشم" است
آن را در خود فرو بر

بازدارنده ترین کلمه "ترس" است
با آن مقابله کن

با نشاط ترین کلمه "کار" است
به آن بپرداز

پوچ ترین کلمه "طمع " است
آن را در خود بکش

سازنده ترین کلمه "صبر" است
برای داشتنش دعا کن

روشن ترین کلمه "امید" است
همیشه به آینده امیدوار باش

منبع:پرشین استار


 
comment نظر نميدي ()
 
سلام بر شهدای کربلا
نویسنده : مریم - ساعت ٥:۳٥ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٥ مهر ۱۳٩۳
 

نور حق بر نور حس راکب شود

آنگهی جان سوی حق راغب شود

اسب بی راکب چه دانــــد رسم راه

شـاه بـاید تـا بـدانــــــد شـاه راه

×××××××××××

کلمه تیر نیست اما می تواند دل را بشکافد .

×××××××××××××××

خدایا!

ما را در زمان و مکان درست قرار بده

تا از بهترینهای تو بهره مند شویم!

آمین! 




 
comment نظر نميدي ()
 
عشق از دیدگاه بزرگان
نویسنده : مریم - ساعت ٥:٢٤ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٥ مهر ۱۳٩۳
 

عشق همچون توفان سرزمین غبار گرفته وجود را پاک می کند و انگیزه رشد و باروری روزافزون می گردد .  ارد بزرگ

***___***___***

عشق ما را می کشد تا دوباره حیاتمان بخشد .  شکسپیر 

***___***___***

عشق مانند بیماری مسری است که هر چه بیشتر از آن بهراسی زودتر به آن مبتلا میشوی .  شانفور

***___***___***

عشق برای روح عادی یک پیروزی و برای روح بلند یک فداکاریستکوستین

***___***___***

عشق هنگامی که شما را می پرورد شاخ و برگ فاسد شده را هرس می کندجبران خلیل جبران

***___***___***

عشق نخستین بخش از کتاب مفصل بیوفائی است .  ژرژسان

***___***___***

عشق معجزه ایست . امیل زولا

***___***___***

عشق شیرینی زندگیست مارسل تینر

***___***___***

عشق مزیت دو فردیست که دائم سبب رنج و اندوه یکدیگر می شوند  .  سنت بوو

***___***___***

عشق یکنوع تب و حرارت شدید است . استاندال

***___***___***

عشق گل کمیابی است آندره توریه

***___***___***

عشق چیزیست که به هیچ چیز دیگر شباهت ندارد . ریشله

***___***___***

عشق شاه کلیدی است که تمام دهلیزهای قلب را میگشاید . ایوانز

***___***___***

عشق این توانائی را می دهد که بگوئید ، پوزش می خوا هم .  کن بلانچارد

***___***___***

عشق رمز بزرگیست . افلاطون

***___***___***

عشق چیزیست که بیعقلان را عاقل می کند و عاقلان را عاقلتر می نماید و آن ها را که بیش از اندازه عاقلند را

کمی بی قید می سازد .؟.  د. اسمیت

***___***___***

عشق چیزیست که نخست به شما پرو بال می دهد تا بعد بهتر بتواند بدامتان بیندازد د. اسمیت

***___***___***

عشق ، عشق می آفریند . عشق ، زندگی می بخشد . زندگی ، رنج به همراه دارد . رنج ، دلشوره می آفریند . دلشوره ، جرات می بخشد . جرات ، اعتماد می آورد . اعتماد ، امید می آفریند . امید ، زندگی می بخشد . زندگی ، عشق به همراه دارد . عشق ، عشق می آفریند .  مارکوس بیکل

***___***___***

عشق خوشبختی است که دو طرف برای هم ایجاد می کنند . ژرژسان

***___***___***

عشق میوه تمام فصل هاست و دست همه کس به شاخسارش می رسد . مادر ترزا

***___***___***

عشق نخستین سبب وجود انسانیستوونارگ

***___***___***







 
comment نظر نميدي ()
 
ترجمه‌ی شعر «خداحافظی» از «رز آوسلِندر»
نویسنده : مریم - ساعت ٥:۱٦ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٥ مهر ۱۳٩۳
 

ترجمه‌ی شعر «خداحافظی» از «رز آوسلِندر» 

////////////////////////

کدام تکه‌ی جهان
ما را جدا کرد
کدام تکه‌ی جهان
ما را تنها برای چند روز
دوباره به هم می‌رساند
تا خطوط تازه‌ی شعر را آواز بخوانیم
تا دوباره پرواز را بیاموزیم
تا گذشته‌ی فراموش‌کار را
به یاد آوریم 
تا دوباره همدیگر را
بدرود بگوییم.


 
comment نظر نميدي ()
 
سه چیز . . .
نویسنده : مریم - ساعت ۸:٢٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٧ مهر ۱۳٩۳
 

سه چیزرا با احتیاط بردار : قدم ، قلم ، قسم !


سه چیز را پاک نگه دار : جسم ، لباس ،خیال !


از سه چیز کار بگیر : عقل ، همت ، صبر !


از سه چیز خود را دور نگهدار :  افسوس ، فریاد ، نفرین !


سه چیز را آلوده نکن : قلب ، زبان ، چشم !


اما سه چیز را هیچ گاه فراموش نکن : خدا ، مرگ و دوست.

 

//////////////////////////

خدا همانی است که ما میخواهیم

 کاش ما هم همانی بودیم که خدا میخواست

 


 
comment نظر نميدي ()
 
این روزها چه روزهای با عظمتی است...
نویسنده : مریم - ساعت ۸:٠۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٧ مهر ۱۳٩۳
 

این روزها چه روزهای با عظمتی است...

موسی به طور می رود..

فاطمه(س) به خانه علی(ع) ..

ابراهیم با اسماعیل به قربانگاه ..

محمد(ص) با علی(ع) به غدیر ..

حسین(ع) با هستیش به کربلا ..

و مهدی زهرا(س) به عرفات ..

عجیب بوی عجابت دعا می آید..

التماس دعا


 
comment نظر نميدي ()
 
ای پسر فاطمه، نور هدی..
نویسنده : مریم - ساعت ۱۱:٤٢ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٢ شهریور ۱۳٩۳
 

میلاد على بن موسى الرضا، مأواى دل‏شکستگان و تکیه‏گاه درماندگان، بر دلدادگان بارگاه و حریمش مبارک باد!

ای پسر فاطمه، نور هدی
سبزترین باغ بهار خدا
با تو دل از غصه رها می شود
پاکتر از آینه ها می شود
ای گل گلزار خدا، یا رضا
آینه ی قبله نما یا رضا


 
comment نظر نميدي ()
 
آیا میدانستید?
نویسنده : مریم - ساعت ۱۱:٤٠ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٢ شهریور ۱۳٩۳
 

 

آیا میدانستید که گل سرخ ترکیبی از بوی 40 نوع گل مختلف است؟
آیا میدانستید که اگر کلفتی تار عنکبوت به اندازه مغز یک مداد به هم تنیده میشد می توانست یک هواپیمای بویینگ سنگین وزن را تحمل کند؟
آیا میدانستید که این حقیقت دارد که به راستی فیل از موش میترسد؟
آیا میدانستید که شلوغ ترین مکان دنیا کندوی زنبور عسل است؟...



 
ادامه مطلب...
comment نظر نميدي ()
 
راز ماندن...
نویسنده : مریم - ساعت ۱۱:۳۸ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٢ شهریور ۱۳٩۳
 

کوه پرسید ز رود، زیر این سقف کبود، راز ماندن در چیست؟؟

 گفت : در رفتن من...  کوه پرسید : و من؟؟!!!! 

 گفت: در ماندن تو !!!! 

 بلبلی گفت: و من؟؟!!!! 

 خنده ای کرد و بگفت: در غزل خوانی تو!!!! 

 آه از آن آبادی، که در آن کوه روَد، رود مرداب شود و در آن

بلبل سر گشته سرش را به گریبان ببرد و نخواند دیگر،

 من و تو: بلبل و کوه و رودیم

راز ماندن جز در

خواندن من، ماندن تو، رفتن یاران سفر کرده یمان نیست، بدان .


 
comment نظر نميدي ()
 
دلم امشب صاف است..
نویسنده : مریم - ساعت ۱۱:۳٦ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٢ شهریور ۱۳٩۳
 

دلم امشب صاف است

آسمان هم آرام

و هزاران فانوس

باد هم می آید

و نسیمی زیرک

سعی دارد که بفهماند شب

مظهر این همه تاریکی و دلتنگی نیست...

به گمانم فردا

روز خوبی باشد:

صورت ماه به من می گوید

ذهنِ ما باغچه است

گل در آن باید کاشت...

گل بکاریم بیا

تا مجالِ علفِ هرز فراهم نشود

بی گل آراییِ ذهن

نازنین

هرگز آدم، آدم نشود...

این چه حرفیست که در عالم بالاست بهشت

هر کجا وقت خوش افتاد، همانجاست بهشت...

دوزخ از تیرگیِ بختِ درونِ تو بوَد

گر درون تیره نباشد، همه دنیاست بهشت...


 

"صائب تبریزی"


 
comment نظر نميدي ()
 
تقدیم به امام زمان(عج)
نویسنده : مریم - ساعت ۱٠:٤٠ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٩ خرداد ۱۳٩۳
 

متن ترانه کاغذ از احسان خواجه امیری

♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫

دلم انگاری گرفته قد بغض یا کریم ها

عصر جمعه توی ایوون میشینم مثل قدیما

تو دلم میگم آقاجون تو مرادی من مریدم

من به  اندازه وسعم طمع عشقتو چشیدم

♫♫♫♫♫♫

کاشکی از قطره اشکت کمی آبرو بگیرم

یعنی تو چشمه چشمات با نگات وضوبگیرم

برای لحظه دیدار از قدیما نقشه داشتم

یدونه هدیه ناچیز واسه تو کنار گذاشتم

یادمه یکی بهم گفت هر کی تنهاست توی دنیا

یه دونه نامه خوش خط بنویسه واسه آقا

کاغذ نامه رو بعدش توی رودخونه بریزه

بنویسه واسه مولاش خاطرت خیلی عزیزه

خاطرت خیلی عزیزه

♫♫♫♫♫♫


 
comment نظر نميدي ()
 
داستان....تمام آسمان
نویسنده : مریم - ساعت ۱٠:۳٦ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٩ خرداد ۱۳٩۳
 

پسری جوان که یکی از مریدان شیفته شیوانا بود، چندین سال نزد استاد درس معرفت و عشق می آموخت. شیوانا نام او را "ابر نیمه تمام" گذاشته بود و به احترام استاد بقیه شاگردان نیز او را به همین اسم صدا می زدند. روزی پسر نزد شیوانا آمد و گفت دلباخته دختر آشپز مدرسه شده است و نمی داند چگونه عشقش را ابراز کند!؟ شیوانا از "ابر نیمه تمام" پرسید:" چطور فهمیدی که عاشق شده ای؟!"
پسر گفت:" هرجا می روم به یاد او هستم. وقتی می بینمش نفسم می گیرد و ضربان قلبم تند می شود. در مجموع احساس خوبی نسبت به او دارم و بر این باورم که می توانم بقیه عمرم را در کنار او زندگی کنم!"
....


 
ادامه مطلب...
comment نظر نميدي ()
 
آدمهایى هستند در زندگیتان...
نویسنده : مریم - ساعت ۱٠:٢٤ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٩ خرداد ۱۳٩۳
 

آدمهایى هستند در زندگیتان..
نمی گویم خوبند یا بد..
چگالى وجودشان بالاست...

افکار،
حرف زدن،
رفتار،
محبت داشتنشان
و هر جزئى از وجودشان امضادار است...

یادت نمی رود
"
هستن هایشان را.."
بس که حضورشان پر رنگ است و بسیار "خواستنى"...

ردپا حک می کنند اینها روى دل و جانت...
بس که بلدند "باشند"...

این آدمها را، باید قدر بدانى...
وگرنه دنیا پر است از آن دیگرهاى
بى امضایى که شیب منحنى حضورشان، همیشه ثابت است...


 
comment نظر نميدي ()
 
راز زندگی ...
نویسنده : مریم - ساعت ۱٠:٢۱ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٩ خرداد ۱۳٩۳
 

در افسانه ها آمده روزی که خداوند جهان را آفرید
فرشتگان مغرب را به بارگاه خود فراخواند
و از آنها خواست تا برای پنهان کردن راز زندگی پیشنهاد بدهند
یکی از فرشتگان به پروردگار گفت: آن را در زمین مدفون کن
فرشته دیگری گفت آن را در زیر دریاها قرار بده
سومی گفت راز زندگی را در کوهها قرار بده
ولی خداوند فرمود :اگر من بخواهم به گفته های شما عمل کنم
فقط تعداد کمی از بندگانم قادر خواهند بود آن را بیابند
در حال که من می خواهم راز زندگی در دسترس همه بندگانم باشد
در این هنگام یکی از فرشتگان گفت فهمیدم کجا ای خدای مهربان
راز زندگی را در قلب بندگانت قرار بده
زیرا هیچکس به این فکر نمی افتد که برای پیدا کردن آن باید به قلب
و درون خودش نگاه کند و خداوند این فکر را پسندید.


 
comment نظر نميدي ()
 
روزِ مبادا ...
نویسنده : مریم - ساعت ۱٠:۱٢ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٩ خرداد ۱۳٩۳
 

عمری ست لبخندهای لاغرِ خود را

در دل ذخیره میکنم

باشد برای روزِ مبادا

اما در صفحه های تقویم

روزی به نامِ روزِ مبادا نیست

آن روز هر چه باشد

روزی شبیه دیروز

روزی شبیه فردا

روزی درست مثلِ همین روزهای ماست

اما کسی چه می داند

شاید امروز نیز

روزِ مبادا باشد..."

قیصر امین پور


 
comment نظر نميدي ()