« راز شهادت امام حسین (علیه السلام)»
ا : بیدار کردن انسانهای غافل .
2 : چراغ راهنمای بشر .
3 : اراده را در افراد ایجاد کردن و دفاع از اسلام .
4 : از بین بردن ظلم و فساد .
5 : اسلا م را زنده کردن .
7 : آبیاری درخت فضیلت و نیکو کاری .
8 : آب حیات بشریت .
«شعار امام حسین (علیه السلام)»
1 : یگانگی و یکرنگی میان مسلمین .
2 : اهمیت به نماز و نماز اول وقت را به پا داشتن .
3 : بر پایی دین انسانها در قلب و رفتار و کردار .
4 : اخلاص در عمل ( همه کارها برای رضایت خداوند )
5 : احیای امر به معروف و نهی از منکر در بین جامعه .
6 : طرفدار حق باشید همیشه سر فرازید .
«ویژگی یاران امام حسین (علیه السلام)»
1 : در کارهای خوب معروف و شناخته شده بودند .
2 : در ظاهر و باطن افرادی مودب و تمیز بودند .
3: همیشه قرآن را تلاوت می کردند .
4 : اهل مطالعه و علم عالمین را دوست داشتند و احترام می گذاشتند .
5 : همه کارهایشان را برای خشنودی خدا انجام می دادند .
6 : به قول و عهد خود عمل می کردند .
7 : در همه کارها اول حرف امام خود را گوش می کردند .
8 : شجاعت در برابر کارهای زشت و ناپسند .

نظر نميدي ()
پیام قربان تا غدیر این است که تا از قربانگاه منیت خویش نگذری، به اوج معرفت و جاودانگی نخواهی رسید.
پیام قربان تا غدیر این است که مبدأ همهی تحولات، انسان و شخصیت انسان است و تا خود را نساختهایم و متحول نکردهایم، انتظار تحول در دیگر ابعاد جامعه، از جمله در علوم انسانی، توهمی بیش نخواهد بود.
پیام قربان تا غدیر این است که بدترین انحطاط و بزرگترین ستم بر خود و جامعه و مردم، عوامزدگی و عوامفریبی است.
پیام قربان تا غدیر این است که نکند دیگران در عمل به آموزههای اسلام و تشیّع بر ما مدعیان پیشی گیرند و تناقض در گفتار و رفتار، ما را به تظاهری ریاکارانه بکشاند.
پیام قربان تا غدیر این است که هیچ جامعهای به درجهی بندگی و عبودیت خدا نمیرسد مگر آنکه گوینده و شنونده در فضایی آرام و آزاد و منطقی، زمینهی نظری و عملی را برای شنیدن و سنجش سخنها و در نهایت، گزینش بهترینها فراهم آورند.
پیام قربان تا غدیر این است که به گفتهی آن عزیز سفرکرده «بهشت را به بها دهند و به بهانه نمیدهند» و ادعای بزرگ لزوماً پاداشی گران در پی نخواهد داشت.
پیام قربان تا غدیر این است که حقالناس و شخصیت و کرامت انسان را نمیتوان و نباید به هیچ بهانهای نادیده انگاشت و رفتار علی(ع) میگوید که اگر در گوشهای از این سرزمین، قطرهی اشکی به زمین ریزد یا آهی از سینهای بر آسمان رود، باید ترسید و بر خود لرزید که آنچه اثر میکند نالهی مظلوم بیپناه است نه توپ و تانک و ناو و هواپیمای دشمن.
پیام قربان تا غدیر این است که امروز ما مدعیان تشیّع بهشدت و بیش از هر زمان دیگر نیازمند اصلاح و بازنگری و آسیبشناسی در گفتار و رفتار خویش هستیم.
پیام قربان تا غدیر این است که هر جایگاه و قدرتی هرچند بهظاهر مستحکم، هرگاه پیوندی ژرف با آرمانی خدایی و مدارایی انسانی و گفتاری اندیشمندانه و رفتاری مهربانانه و خردمندانه نداشته باشد، دوام و استمراری نخواهد یافت و دیری نخواهد پایید که زوال خواهد یافت و صاحب خود را بهصورت به زمین خواهد کوفت و مایهی پند و عبرت دیگران خواهد ساخت.
پیام قربان تا غدیر این است که اگر حرفی برای گفتن و هنری برای عرضه و کاری برای انجام دادن نداری، با متهم کردن این و آن و تخریب دیگران و فرافکنی و غوغا و جنجال و لفاظی و توپ و تشر نخواهی توانست برای همیشه مردم را فریب دهی و نام نیک دیگران را از برابر دیده و اندیشهی خلق پنهان سازی.
هفته ولایت بر شیعیان مبارک
نظر نميدي ()×××××××××××××××××××××××××××××××××××××××
در آخرین روزهای زندگی پیامبر اسلام که آن حضرت در بستر بیماری بود و امیدی نیز به بهبودی ایشان نبود، اضطراب و دلهره مدینه را فراگرفته و همگان به هر شکل ممکن، پیگیر شرایط و اوضاع جسمانی پیامبر بودند.
حضرت فاطمه زهرا (س) دختر گرامی پیامبر اسلام در کنار بستر پدر حضوری دائمی داشت.
در تمام روزهایی که پیامبر بستری بود فاطمه (س) در کنار بستر نشسته و لحظهای از او دور نمیشد. ناگاه پیامبر به دختر خود اشاره کرد که با او سخن بگوید . دختر پیامبر قدری خم شد و سر را نزدیک پیامبر آورد . آنگاه پیامبر با او به طور آهسته سخن گفت. کسانی که در کنار بستر پیامبر بودند از حقیقت گفتگوی آنها آگاه نشدند.
وقتی سخن پیامبر به پایان رسید حضرت زهرا سخت گریست و سیلاب اشک از دیدگان او جاری شد. ولی مقارن همین وضع پیامبر بار دیگر به او اشاره کرد و آهسته با او سخن گفت. این بار فاطمه زهرا (س) با چهرهای باز و قیافهای خندان و لبان پرتبسم سر برداشت. وجود این دو حالت متضاد در وقت مقارن حاضران را به تعجب واداشت.
آنان از دختر پیامبر خواستند از حقیقت گفتار پیامبر آگاهشان سازد و علت بروز این دو حالت مختلف را برای آنان روشن کند . حضرت زهرا فرمود : من راز رسول خدا را فاش نمیکنم.
پس از درگذشت پیامبر، حضرت فاطمه زهرا (س) روی اصرار، آنان را از حقیقت ماجرا آگاه ساخت و فرمود: پدرم در نخستین بار مرا از مرگ خود مطلع و اظهار کرد که من از این بیماری بهبودی نمییابم. برای همین به من گریه و ناله دست داد، ولی بار دیگر به من گفت که تو نخستین کسی هستی که از اهل بیت من، به من ملحق میشوی. این خبر به من نشاط و سرور بخشید، فهمیدم که پس از اندکی به پدر ملحق میگردم.
×××××××××××××××××××××××××××××××
نظر نميدي ()مبارک باد این دهه بر تمامی مسلمانان جهان
دهه کرامت، دهه اول ماه ذیالعقده است و آغازش با ولادت حضرت معصومه (علیهااالسلام) و پایانش با ولادت حضرت ابوالحسن علی بن موسیالرضا(علیه السلام) میباشد.
دهه کرامت یادآور لطیفترین علائق و مهر و وفاهای کمنظیر یک خواهر نسبت به مقام شامخ و معنوی برادر است.
مهر و وفایی که خواهر مهربان و دلداده را به هجرت وادار نموده و غربت و بیماری و مرگ در فصل جوانی را برای او آسان کرده است.
مهربانی که جز در مورد امام حسین و حضرت زینب (علیهماالسلام) سابقه ندارد.
دهه کرامت تداعی کننده عزم و قاطعیت و اراده آهنین زنان بزرگ و بانوان والامقام و گرانقدر جهان میباشد.
دهه کرامت یادآور تحول آفرینی بانوان آسمانی است و این که میتوانند رهبری دلهای صدها میلیون مسلمان را در طی اعصار عهدهدار بشوند.
دهه کرامت یادآور زهرا و زینب (سلامالله علیهماالسلام) است.
تمام مفاهیم سازندهای که ما در فرهنگ اسلامی داریم در این دهه تداعی میشوند چرا که حرم حضرت معصومه و امام رضا (علیهماالسلام) کانون دعا و قرآن و نیایش و ... است.
دهه کرامت یادآور تمام خوبیهاست.
و یادآور جمال انسانی است.
نظر نميدي ()عشق یعنی یک استخوان و یک پلاک
سالهای سال تنهای تنها زیر خاک
////////////
باز هم در دل جنون آغاز شد / زخم میدانهای مین ابراز شد
باز هم مجنون لیلایی شدیم / بعد عمری باز شیدایی شدیم
/////////////////////////
باید بهشتی وار در راه خدا رفت / اینگونه در راه حسین سر جدا رفت
باید چو چمران رفت تا اوج رهایی / در باغ آتش سوختن همچون رجایی
/////////////////////////
ای روشنای خانه امید، ای شهید / ای معنی حماسه جاوید، ای شهید
چشم ستارگان فلک از تو روشن است / ای برتر از سراچه خورشید ای شهید
//////////////////////////////
ای شهیدان ، عشق مدیون شماست / هرچه ما داریم از خون شماست
ای شقایق ها و ای آلاله ها / دیدگانم دشت مفتون شماست
////////////////////////////
ای دوست به حنجر شهیدان صلوات / بر قامت بی سر شهیدان صلوات
نظر نميدي ()شهادت رئیس مذهب شیعه حضرت أبى عبدالله جعفر بن محمد (امام صادق (علیه السلام)) را به همه شیعیان جهان تسلیت باد.
قال الصادق (ع) :
مومن به اندازه ی کارهای خوبش آزمایش می شود پس هر که دینش درست و کارش نیکو باشد بلایش سخت گردد چرا که خداوند عز و جل دنیا را نه برای پاداش مومن قرار داده و نه کیفری برای کافر و هرکس دینش سست و عملش ضعیف باشد بلایش اندک باشد . ( بحارالانوار ۶۷ )
نظر نميدي ()



نظر نميدي ()




متولدین شهریور، نماد: سنبله
خصوصیات و ویژگیهای کلی متولدین «شهریور ماه»:
متواضع، فروتن، محجوب، کم توقع، باحیا، متعادل، افتاده، ملاحظه کار، محتاط وکمرو
بسیار دقیق، موشکاف، وسواسی و قابل اعتماد
واقع بین، معقول، اهل عمل، کاری، سخت کوش، با پشتکار، ساعی و کوشا
باهوش، زیرک، عاقل و دارای بینش تحلیلی
جنبه منفی شخصیت متولدین شهریور ماه:
ایرادی، وسواسی، حساس، عصبی، جنجالی، غصهخور، دلشورهای و نگران
نق نقو، بیرحم و سختگیر
وسواسی، کهنه گرا و محافظه کار
این تنها برجی در منطقه البروج است که توسط یک مؤنث نشان داده شده است. کهگاهی به عنوان یک دختر خلاق، مبتکر، دوست داشتنی، ظریف و حساس و گاهی بهعنوان یک زن مسن، باهوش، نسبتا مقرراتی، خشک و مجرد در نظر گرفته میشود.این صفات آخر گاهی اوقات به واسطه وسواس، دقت، ظرافت، عشق و علاقهوسواس گونه به پاکیزگی، نظافت، تمیزی، بهداشت، نظم و انضباط و برخورد محافظهکارانه و سنتی تأیید و تحکیم میشوند.
متولدین شهریور ماه معمولا هوشیار، تیزبین، مراعات کننده، زرنگ، ناقلا، زیرک وشدیدا موشکاف، دارای قوه تمیز و اعمال حساب شده و معقول، صبور، بردبار، واقعبین و در همه بخشهای زندگی محافظهکار هستند.
آنها در ظاهر از نظر احساسی و عاطفی سرد و خشک به نظر میرسند و گاهی اوقاتاین حالت شدیدتر میشود، چون عادت دارند که مهربانی و محبت ذاتی و فطریخود را سرکوب نمایند که همین امر در نهایت منجر به این میشود که از دوست پیداکردن اکراه داشته باشند و ارتباطات و روابط شان با دیگران رو به کاستی میگذارد.البته در ظاهر نسبت به حفظ این دوستیها محتاط و دقیق هستند. فقدان ظاهریاحساسات، روی عاطفه شدیدشان را میپوشاند. آنها از ارتباطگیری با دیگران واهمهدارند، چون به آنها اعتماد و اطمینان ندارند، میتوان به جرأت گفت که آنها حتی بهخودشان و قضاوت هایشان نیز گهگاهی شک میکنند. دلیل آن، این است که آنها ازنقطه ضعفهای درونی خویش آگاهند. آنها افرادی پخته، کار کشته، دنیا دیده،کاردان، ماهر، برون گرا، خونگرم و اجتماعی هستند و خودشان کاملا به این صفات وویژگیها واقفند. گاهی اوقات آن چنان هنر خود پنهان کاری را به حدا اعلاءمیرسانند که نگران کننده میشود. آنها تیزهوشی، دلواپسی، بیمناکی و همدردی قابلملاحظهشان را با دیگران زیر پوششی از خشکی، بیاحساسی، سردی و خودداریمخفی میکنند. با این حال خوشحالی خود را متواضعانه و بیتکلف بروز میدهند ومشکلات دیگران را درک میکنند. آنها با شعور، فهمیده، آگاه، محتاط، تودار،ملاحظهکار، رازدار، خوش صحبت، عاقل، شوخ و بذلهگو هستند و این خصوصیاتدر روابط شان با دیگران کاملا عیان است.
زنان و مردان متولد شهریورماه هر دو متین، باوقار، با شرف، گیرا و جذاب هستند.آنها صادقانه و از صمیم قلب در امر ازدواج پیش میروند و آن چنان با محبت،مهربان و با عاطفه هستند که همسران و والدینی خوب محسوب میشوند.
آنها از لحاظ فکری و عقلانی کنجکاو، جستجوگر، پرسش گر، روشمند، منظم،باقاعده، منطقی، سنجیده، دقیق و آموزشپذیر هستند. آنها ابتکار و خلاقیت را باتوانایی برای تجزیه و تحلیلی واضح در مورد پیچیدهترین مسایل و مشکلات درهممیآمیزند. آنها در مورد جزییات آن چنان دقیق و موشکاف هستند که گاهی اوقاتبرای مسایل بزرگتر اهمیتی قایل نمیشوند. همچنین، اگر چه افرادی معقول و واقعبین هستند، ولی به واسطه دقت، موشکافی و تیزبینی بیش از حدشان سرعت امور راتقلیل میدهند. آنها از دست هایشان حداکثر استفاده را میبرند و به همین دلیل کاردانان فنی و متخصصان خوبی از آب در میآیند و استعدادهای مبتکرانه، سختکوشی، دقت، نظم و ترتیب، هوشیاری و آگاهی نشانها و علایم بارز آنها هستند. آنهاآن چنان کمال گرا و وسواسی هستند که اگر اوضاع بر وفق مرادشان پیش نرود، بهآسانی و به سرعت دلسرد و مأیوس میشوند و روحیه خویش را میبازند. به دلیلتوانایی شان در مشاهده تمام زوایای یک سؤال چند بعدی از نظریهپردازی انتزاعی ومنطقی خوششان نمیآید. در حالی که نقطه نظرات متفاوت و متعددی را تحسینمیکنند، مفاهیم فلسفی را دشوار تلقی مینمایند. در نتیجه اکثر اوقات مردد هستند واز آن جایی که نمیتوانند به راحتی اطمینان کنند در تصمیمگیری با مشکل مواجهمیشوند.
به این ترتیب و با این ویژگیهای ذکر شده، بهتر است که آنها به جای این که رهبرشدن را انتخاب کنند، مرئوس و فرمانبردار باشند. در حقیقت مسؤولیت آنها را بهزحمت میاندازد و اغلب فاقد وسعت و گشادگی راهبردی و تاکتیکی هستند کهمستلزم رهبر شدن همین است. متولدین شهریور ماه اساسا افرادی با تدبیر و باسیاست هستند و در جهت نیل و دستیابی به اهداف مورد نظرشان با مسؤولیتمحدود واقعبین محسوب میشوند. آنها خصیصه بیاعتمادی خودشان را به دیگراننسبت میدهند و بیشتر مایلند که دیگران کارهای پر زحمت و طاقت فرسا را انجامدهند و برای رسیدن به خواستههایشان هر چیزی را به زیر دستانشان تحمیلمیکنند، گرچه این طرز برخورد را با عدالت و انصاف تعدیل مینمایند. آنها ازتواناییهای بالقوهای در امر هنر، علوم و زبان برخوردارند. مخصوصا از زبان بهطرزی صحیح، واضح و رسمی استفاده میکنند و درست مثل دستور نویسها و ریشهشناسان به معانی الفاظ توجه مینمایند. آنها از حافظهای خوب برای نقل قولها درموارد مناسب و لازم برخوردارند. اگرچه در کار زمین پیمایی و نقشه برداری ازمهارت خاصی بهرهمند هستند، به جای کار در یک کارگاه، بهتر است که در یککتابخانه یا اداره به کار مشغول شوند.
آنها به محرک و مشوقی نیاز دارند تا با بهرهگیری از فکرشان به حل مشکلات بپردازندو زندگی یکنواخت و کار کردن را که نیاز به فکر کردن زیاد ندارند، ترجیح میدهند.در امر پول خرج کردن و مادیات محتاط هستند و علاقهشان به آمار باعث میشود کهبهترین دفتردار و حسابدار از کار در آیند. همچنین سردبیر، ویراستار، تدوین گر،فیزیک دان و شیمی دانهای تحلیل گری میتوانند باشند. در کارهای رفاهی،اجتماعی، بهزیستی موفقیت کسب میکنند و مایلند که به افراد زیر دست و پایینتراز خویش کمک و خدمت نمایند. آنها میتوانند پزشک، پرستار، روان شناس، دبیر،دبیر انجمن، منشیهای رازدار، فن شناس، بازرس، سرگروهبان، موسیقی دان، منتقد،سخنگوی عموم و نویسنده باشند به خصوص در امر نوشتن واژهنامه و دایره المعارفاز تبحر خاصی برخوردارند. هم زنان و هم مردان متولد شهریور ماه علاقه زیادی بهتاریخ دارند. گرچه در کارهای تجاری زیرکی، زرنگی، ابتکار و هنرمندی تحلیلگرانهشان میتواند آنها را به سمت نادرستی و تقلب سوق دهد، ولی معمولا شعور ومنطق شرافتمندانه و وجدانیشان در برابر این وسوسهها مقاومت میکند. زنان متولدشهریورماه میتوانند در زمینه طراحی لباس و مد موفق باشند، چون در این زمینه ازشامهای قوی و ابتکار عمل برخوردارند و میتوانند در این امر پیشگام باشند. در هرحرفهای، آنها به راحتی نقطه نظرات جدید را درک میکنند ولی همیشه با احتیاط وحفظ ارزش حقیقی خویش پیش میروند. آنها عاشق زندگی روستایی هستند ولیاحتمالش ضعیف است که کشاورزانی خوب از آب درآیند، مگر این که بتوانند بروسواس و علاقه شدیدشان بر نظافت، بهداشت و پاکیزگی غلبه نمایند.
نقطه ضعفها و اشتباهاتشان نیز مثل سایر برجهای دیگر، ناشی از افراط و تفریط درحسنها و پاکدامنی آنهاست. تو داری، خودداری، کم حرفی، سختگیری، مشکلپسندی، شکسته نفسی، حجب و حیا، میانه روی، فروتنی و تواضع شان گاهی تبدیلبه وسواس میشود. انتقاد، ایرادگیری و نق زدنشان تبدیل به جنجال و هیاهو میشود.
نگرانیشان نسبت به جزییات تبدیل به معضل و گره کوری میشود و در نهایت درتصمیمگیری دو دل میشوند و همین باعث میشود که از کاه کوهی بزرگ بسازند.احتیاط، دور اندیشی، سنجیدگی و آینده نگری آنها تبدیل به نیرنگ و تزویر میشود ودر نتیجه به انواع بیماری هراسیها دچار میگردند.
بیماریها و مشکلات احتمالی متولدین «شهریور ماه»:
گفته میشود که سنبله بر روی دستها، شکم، رودهها، طحال و سیستم عصبیمرکزی حکمرانی میکند. بنابراین متولدین شهریورماه مستعد ابتلا به زکام،سرماخوردگی، سینه درد، سرفه، سینه پهلو، ذات الجنب، ذات الریه و ناراحتیهایعصبی هستند. از آن جایی که طبیعتا نگران و دلشورهای هستند، به ناراحتیهایمعده و روده مثل قولنج و زخم معده دچار میشوند. هم زنان و هم مردان متولدشهریور ماه به غذا علاقه خاصی دارند و از آنجایی که معدههایشان حساس است،باید در مورد رژیم غذایی خود دقت فراوان داشته باشند و این علاقه وافر را بابرخورداری از مواد غذایی کم نظیر و کمیاب مهار نمایند.
علاقمندیها: مواد غذایی سالم و بهداشتی ـ میدانهای مبارزه ـ بهداشت و نظافتـ نظم و ترتیب ـ سلامت.
بیزاریها: هر مشکل و خطر جسمانی ـ هر چیز کثیف و ناشایست ـ کارمندانبیدقت، نامرتب و شلخته ـ بدبختی و فلاکت ـ بیثباتی و متغیر بودن.
مشکلات احتمالی که ممکن است سر راهشان به وجود بیایند و شیوهصحیح برخورد با آنها:
مشکل: به کرات خود را تنها مییابید و قادر نیستید دوستان تان را به مدت بیشاز چندهفته حفظ کنید.
راه حل: سعی کنید که بیش از حد جنجالی و اهل جر و بحث نباشید. به یادداشته باشید که انتقاد کردن دائمی از دوستان و اطرافیان، برای هیچ کس خوشایندنیست. تلاش کنید تا زندگی خود را بکنید و اجازه دهید تا دیگران نیز زندگی کنند، بهاین ترتیب در مییابید که اطرافیان و دوستانتان چگونه به شما عشق خواهند ورزید.
مشکل: احساس میکنید که مردم از برخورد نزدیک با شما حذر میکنند.
راه حل: لازم است که بیش از حد نگران سلامتی خود نباشید و آن را به یکموضوع مورد بحث تبدیل نکنید. پیشنهادات و راهنماییهای راجع به سلامتجسمانی و مواد غذایی سالم را به زبان نیاورید، مگر این که از شما راجع به آنها سؤالنمایند.
مشکل: از شیوه و روال زندگی خود راضی نیستید و هیچ تغییر و تحول و هیجانیدر آن وجود ندارد تا از آنها صحبت کنید.
راه حل: ممکن است تصور کنید که زندگی تان محدود به یک سری نظریه خاصشده است. پس بهتر است از خودتان بپرسید که در حال سرویس دهی به چه چیز ویا چه کس هستید، آیا وقف چیزی شدهاید و به اسارت در آمدهاید. سپس بعد از پاسخدادن به این سؤالات، شروعی تازه را تجربه نمایید که ارزش حقیقی شما را در برگیرد.
مشکل: ممکن است احساس کنید که زندگی و دستیابی به موفقیت یک تپه شیبدار و بلند بالاست که هرگز قادر به بالا رفتن از آن نیستید.
راه حل: سعی کنید که ویژگیهای مثبت خود را همواره در نظر داشته باشید ونگرانی هایتان را برای کارکنان زیر دست و همکارانتان بیان نکنید، آن گاه در مییابیدکه آن کوههای بلند بالا و سر به فلک کشیده تبدیل به تپههایی کوچک میشوند کهمیتوانید به سرعت و دوان دوان به قله آنها برسید.
سیاره حاکم بر شما عطارد (سیاره تیر) است.
فاصله متوسط عطارد از خورشید0/387
دور گردش نجومی از کانون (برحسب سال)0/24
شعاع استوایی (بر حسب کیلومتر)2/439
شعاع قطبی (بر حسب کیلومتر)2/439
دور گردش و دوران جرم (بر حسب ساعت)1/408
انحناء خط استوا نسبت به کانون (برحسب درجه)0
تعداد ماهوارههای رؤیت شده0
حقایق جالب و شگفتانگیز دیگری راجع به ماه تولد شما (شهریور):
دختر باکره موجودیتی است که با ماه تولد شما در ارتباط است. او در غاری درفرانسه در مقابل بچهها ظاهر شده است.
رنگ انتخابی، خوش یمن و محبوب متولدین شهریور ماه «سبز» و «قهوهای تیره»است.
سنگ خوش یمن برای متولدین شهریور ماه سنگ سلیمانی (سنگ باباقوری)است که به جای لایههای سفید، لایههای زرد یا نارنجی رنگ در آن مشاهده میشود.این سنگ با رنگهای متفاوتی یافت شده است. ولی آن که برای متولدین شهریور ماهمناسب است، رنگ قهوهای مایل به قرمز آن محسوب میشود. این سنگ از خانوادهکوارتز است که از سر تا سر دنیا استخراج میشود.




نظر نميدي ()
رمضان آمد و آهسته صدا کرد مرا
مستعد سفر شهر خدا کرد مرا


ماه رمضان نهمین ماه از ماههای قمری و بهترین ماه سال است. واژه رمضان از ریشه «رمض» و به معنای شدت تابش خورشید بر سنگریزه است.
میگویند چون به هنگام نامگذاری ماه های عربی، این ماه در فصل گرمای تابستان قرار داشت، ماه «رمضان» نامیده شد، ولی از سوی دیگر، «رمضان» از اسماء الهی است. این ماه ماه نزول قرآن و ماه خداوند است و شبهای قدر در آن قرار دارد. فضیلت ماه رمضان بسیار زیاد و نامحدود است.
علت نام گذارى
رَمَضان، از ماده رَمْضاً به معنى "سخت گرم شدن" است. زمان نامگذارى این ماه، گرماى شدیدى بود به حدى که ریگها، سخت گرم شده بودند و به همین سبب این ماه را رمضان نامیدند.
شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِیَ أُنزِلَ فِیهِ الْقُرْآنُ هُدًى لِّلنَّاسِ وَبَیِّنَاتٍ مِّنَ الْهُدَى وَالْفُرْقَانِ فَمَن شَهِدَ مِنکُمُ الشَّهْرَ فَلْیَصُمْهُ وَمَن کَانَ مَرِیضًا أَوْ عَلَى سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِّنْ أَیَّامٍ أُخَرَ یُرِیدُ اللّهُ بِکُمُ الْیُسْرَ وَلاَ یُرِیدُ بِکُمُ الْعُسْرَ وَلِتُکْمِلُواْ الْعِدَّةَ وَلِتُکَبِّرُواْ اللّهَ عَلَى مَا هَدَاکُمْ وَلَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ؛ ماه رمضان [همان ماه] است که در آن قرآن فرو فرستاده شده است [کتابى ] که مردم را راهبر و [متضمن] دلایل آشکار هدایت و [میزان] تشخیص حق از باطل است پس هر کس از شما این ماه را درک کند باید آن را روزه بدارد و کسى که بیمار یا در سفر است [باید به شماره آن] تعدادى از روزهاى دیگر [را روزه بدارد] خدا براى شما آسانى مىخواهد و براى شما دشوارى نمىخواهد تا شماره [مقرر] را تکمیل کنید و خدا را به پاس آنکه رهنمونیتان کرده است به بزرگى بستایید و باشد که شکرگزارى کنید .(سوره بقره، آیه 185)

نظر نميدي ()
سلام بر تو. آن دم که از مشرق لایزال طالع می شوی تا سِرِّ خلقت آسمان و زمین باشی! سلام بر تو که روز تجلی را بشارت دهنده ای و صبح خدا را، مژده!
سلام بر تو که اشراق ها را درنوردیده ای و جهان را در خلسه حضور خود، معلق گذارده ای؛ هر چند لحظه ای، نگاه ولایتت را بر این گستره محتاج، دریغ نخواهی داشت!
مروز، گل های نرگس در اولین تلألؤ خورشید بامدادی، خبر از شکفتن آخرین غنچه باغ امامت می دهند؛ آن که مبارکی قدومش، سرآغاز مساوات و عدل و دوستی در میان خلایق است.
ای زمین! دستانت را بگشای تا بی نهایت را در آغوش بگیری که قرآن، منتظر نزول اوست. «وَ نُریدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَی الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی اْلأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثینَ».
بوی خوش تو در کوچه های جان پیچیده است یا ابا صالح! ماه نیمه شعبان، از جمال نورانی تو، سر از آسمان خم کرده تا تماشایت کند. زمین نیز مثل آسمان، دنبال آبی شدن و یک رنگی ست و تنها تویی که عبور نسیم های رحمت را در سیاه خانه دل ها میسر خواهی کرد. طلوع کن ای ماه نیمه پیدای شعبان، تا سلسله جنبانِ قلبمان، به طمأنینه یادت آرام گیرد.
| «نگارا جسمت از جان آفریدند | ز کفر زلفت ایمان آفریدند |
| جمال یوسف مصری شنیدی؟ | تو را خوبی دو چندان آفریدند» |
نظر نميدي ()
آرژانتین: سرزمین نقره (اسپانیایی)
آفریقای جنوبی: سرزمین بدون سرما / آفتابی جنوبی (لاتین، یونانی)
آلبانی: سرزمین کوه نشینان
آلمان: سرزمین همه مردان یا قوم ژرمن (فرانسوی، ژرمنی)
آنگولا: از واژه نگولا که لقب فرمانروایان محلی بود
اتریش: شاهنشاهی شرق (ژرمنی)
اتیوپی: سرزمین چهره سوختگان (یونانی)
ازبکستان: سرزمین خودسالارها (سغدی، ترکی، فارسی دری)
اسپانیا: سرزمین خرگوش کوهی (فنیقی)
استرالیا: سرزمین جنوبی (لاتین)
استونی: راه شرقی (ژرمنی)
اسرائیل: جنگیده با خدا (عبری)
اسکاتلند: سرزمین اسکات ها (لاتین)
افغانستان: سرزمین قوم افغان (فارسی)
اکوادور: خط استوا (اسپانیایی)
الجزایر: جزیره ها (عربی)
السالوادور: رهایی بخش مقدس (اسپانیایی)
امارات متحده عربی: شاهزاده نشین های یکپارچه عربی (عربی)
اندونزی: مجمع الجزایر هند (فرانسوی)
انگلیس: سرزمین پیر استعمار (ژرمنی)
اوروگوئه: شرقی
اوکراین: منطقه مرزی (اسلاوی)
ایالات متحده امریکا: از نام آمریگو وسپوچی دریانورد ایتالیایی
ایتالیا: شاید به معنی ایزد (یونانی)
ایران: سرزمین آریایی ها برگرفته از واژه «آریا» به معنی نجیب و شریف
ایرلند: سرزمین قوم ایر (انگلیسی)
ایسلند: سرزمین یخ (ایسلندی)
نظر نميدي ()
ارزش و مقام معلم
شرافت و مرتبت معلم زمانی اهمیت دارد که بتواند شان خداوند و پیامبران را در وجود خود محقق سازد و پیوند انسان به هدف متعالی خلقت یعنی عبادت را برقرار سازد. لذا در این تعریف شهید مرتضی مطهری یکی از آن معلمان راستین است که اولاً با نگاه ترکیبی به همه معارف بشری نظر می کند و ثانیا تمامی تلاشهای علمی و عملی را مقدمه ای برای عبادت می داند و در این راه به مرحله سوم دینداری راه می یابد و با شهادت، عبادت عملی و علمی خود را کامل می سازد. خداوند را می خوانیم که او رابا سالار و سرور شهیدان امام حسین (ع) محشور سازد.
امام خمینی (ره) فرموده:
معلم اول خدای تبارک و تعالی است ..... به وسیله وحی؛ مردم را دعوت می کند به نورانیت؛ دعوت می کند به محبت؛ دعوت می کند به مراتب کمالی که از برای انسان است.
معلم در کلام امام خمینی (ره):
نقش معلم در جامعه، نقش انبیاست؛ انبیا هم معلم بشر هستند.
تمام ملت باید معلم باشند؛ فرزندان اسلام تمام افرادش معلم باید باشند و تمام افرادش متعلم.
معلم در کلام استاد مطهری:
معلم باید نیروی فکری متعلم را پرورش دهد و او را به سوی استقلال رهنمون شود. باید قوه ابتکار او را زنده کند؛ یعنی در واقع، کار معلم آتش گیره دادن است. فرق است میان تنوری که شما بخواهید آتش از بیرون بیاورید و در آن بریزید تا آن را داغ کنید و تنوری که در آن هیزم و چوب جمع است و شما فقط آتش گیره از خارج می آورید و آن قدر زیر این چوب ها و هیزم ها قرار می دهید که اینها کم کم مشتعل شود.


نظر نميدي ()

چه تعبیری خدا در نقطه دارد/ که تفسیری جدا هر نقطه دارد
به تعداد بهار عمر زهرا(س) / همین اندازه کوثر نقطه دارد . . .
(سوره ی کوثر ۱۸ نقطه دارد)
خزان زود هنگام و کبود شدن یاس بوستان پیامبر ، تسلیت باد .
نظر نميدي ()آفرینش دریا
" خدایا تو را شکر می کنم که دریا را آفریدی ، کوهها را آفریدی و من می توانم به کمک روح خود در موج دریا بنشینم و تا افق بی نهایت به پیش برانم و بدین وسیله از قید زمان و مکان خارج شوم و فشار زندگی را ناچیز نمایم. خدایا تو را شکر می کنم که به من چشمی دادی که زیباییهای دنیا را ببینم و درک زیبایی را به من رحمت کردی تا آنجا که زیباییهایت را و پرستش زیبایی را جزیی از پرستش ذاتت بدانم."
سوگند
" خدایا به آسمان بلندت سوگند، به عشق سوگند، به شهادت سوگند، به علی سوگند، به حسین سوگند، به روح سوگند، به بی نهایت سوگند، به نور سوگند، به دریای وسیع سوگند، به امواج روح افزا سوگند، به کوههای سر به فلک کشیده سوگند، به شیپور جنگ سوگند، به سوز دل عاشقان سوگند، به فداییان از جان گذشته سوگند، به درد دل زجرکشیده گان سوگند، به اشک یتیمان سوگند، به آه جانسوز بیوه زنان سوگند، به تنهایی مردان بلند سوگند که من عاشق زیبائیم. چه زیباست همدردعلی شدن، زجر کشیدن، از طرف پست ترین جنایتکاران تهمت شنیدن، از طرف کینه توزان بی انصاف نفرین شنیدن، چه زیباست در کنار نخلستان های بلند در نیمه های شب، سینه داغدار را گشودن و خروشیدن و با ستارگان زیبای آسمان سخن گفتن، چه زیباست که دراین موهبت بزرگ الهی که نامش غم و درد است، شیعه تمام عیارعلی شدن."
قربانی فرزند آدم
" ای خدای بزرگ ، ای آنکه نمونه ی بزرگی چون حسین علیه السلام را به جهان عرضه کرده ای، ای آنکه برای اتمام حجت به کافران وجودت... سیاهی ها و تباهی ها را به آتش وجود حسین ها روشن نموده ای، ای آنکه راه پرافتخار شهادت را، برای آخرین راه حل انسانها باز کرده ای، ای خدا، ای معشوق من، ای ایده آل آرزوهای مردم عارف، به من توفیق ده تا مثل مخلصان و شیفتگان ، در راهت بسوزم و ازین خاکستر مادی آزاد گردم. ای حسین علیه السلام، من برای زنده ماندن تلاش نمی کنم و از مرگ نمی هراسم ، بلکه به شهادت دل بسته ام و از همه چیز دست شسته ام ، ولی نمی توانم بپذیرم که ارزشهای الهی و حتی قداست انقلاب بازیچه دست سیاستمداران و تجار ماده پرست شده است.
قبول شهادت مرا آزاد کرده است، من آزادی خود را به هیچ چیز حتی به حیات خود نمی فروشم.
خدایا ابراهیم را گفتی که عزیز ترین فرزندش را قربانی کند، و او اسماعیل را مهیای قربانی کرد...
هنگامی که پدر کارد را به گلوی فرزندش نزدیک می کرد، ندا آمد دست نگه دار . ابراهیم آزمایش خود را داد، ولی اسماعیل هنوز به آن درجه تکامل نرسیده بود که قربانی شود، زمان زیادی گذشت تا قربانی کاملی که عزیزترین فرزندان آدم بود، به درجه ارزش قربانی شدن رسید، و در همان راه خدا قربانی شد و او حسین بود. خدایا تو به من دستور دادی که در راه تو قربانی شوم، فوراً اجابت کردم و مشتاقانه به سوی قرارگاه عشق حرکت کردم... اما تو می خواستی که این قربانی هر چه باشکوه تر باشد، لذا دوستانم را و فرزندم را و عزیزترین کسانم را به قربانی پذیرفتی... و مرا در آتش اشتیاق منتظر گذاشتی..."
نظر نميدي ()***************
از آسمان پرسیدم پرستار کیست؟ گفت: وسیع تر از من است
از کوه پرسیدم پرستار کیست؟ گفت: مقاوم تر از من است
از آینه پرسیدم پرستار کیست؟ گفت: پاک تر از من است
از آب پرسیدم پرستار کیست؟ گفت: زلال تر از من است
از مادر پرسیدم پرستار کیست؟ گفت: مهربانتر از من است
از پیامبر پرسیدم پرستار کیست؟ گفت: از تمام یارانم به من نزدیک تراست
ازخودش پرسیدم پرستار کیست؟ گفت: خادم خدا
***************
نظر نميدي ()در سرزمین کفر ، تو بودی
" خدایا می دانی که در زندگی پرتلاطم خود، لحظه ای تو را فراموش نکردم.همه جا به طرفداری حق قیام کرده ام. حق را گفته ام. از مکتب مقدس تو در هر شرایطی دفاع کرده ام. کمال و جمال و جلال تو را به همه مخالفان و منکران وجودت عرضه کرده ام و از تهمت ها و بدگویی ها و ناسزاهای آنها ابا نکردم. در آن روزگاری که طرفداری ازاسلام به ارتجاع و به قهقراگری تعبیر می شد و کمتر کسی جرأت می کرد که از مکتب مقدس تو دفاع کند، من در همه جا، حتی در سرزمین کفر، علم اسلام را بر می افراشتم و با تبلیغ منطقی و قوی خود، همه مخالفین را وادار به احترام می کردم و تو ای خدای بزرگ! خوب می دانی که این فقط بر اساس اعتقاد و ایمان قلبی من بود و هیچ محرک دیگری جز تو نمی توانست داشته باشد."
دنیا
" دنیا میدان بزرگ آزمایش است که هدف آن جز عشق چیزی نیست. در این دنیا همه چیز در اختیار بشر گذاشته شده، وسایل و ابزار کار فراوان است، عالیترین نمونه های صنعت، زیباترین مظاهرخلقت، از سنگریزه ها تا ستارگان، از سنگدلان جنایتکار تا دلهای شکسته یتیمان، از نمونه های ظلم و جنایت تا فرشتگان حق و عدالت، همه چیز و همه چیز در این دنیای رنگارنگ خلق شده است. انسان را به این بازیچه های خلقت مشغول کرده اند. هر کسی به شأن خود به چیزی می پردازد، ولی کسانی یافت می شوند که سوزی در دل و شوری در سر دارند که به این بازیچه راضی نمی شوند. این نمونه های زیبای خلقت را دوست دارند و می پرستند.
تو مرا عشق کردی
" خدایا تو مرا عشق کردی که در قلب عشاق بسوزم. تو مرا اشک کردی که در چشم یتیمان بجوشم. تو مرا آه کردی که از سینه بینوایان و دردمندان به آسمان صعود کنم. تو مرا فریاد کردی که کلمه حق را هر چه رساتر برابر جباران اعلام نمایم. تو مرا در دریای مصیبت و بلا غرق کردی و در کویر فقر و حرمان تنهایی سوزاندی. خدایا تو پوچی لذات زودگذر را عیان نمودی، تو ناپایداری روزگار را نشان دادی. لذت مبارزه را چشاندی. ارزش شهادت را آموختی."
سه طلاقه
" من دنیا را طلاق دادم. خدای بزرگ مرا در آتش عشق و محبت سوزاند. مقیاسها و معیارهای جدید بر دلم گذاشت و خواسته های عادی و مادی و شخصی در نظرم حذف شد. روزگاری گذشت که دنیا و مافیها را سه طلاقه کردم و ازهمه چیز خود گذشتم. از همه چیز گذشتم و با آغوش باز به استقبال مرگ رفتم و این شاید مهمترین و اساسی ترین پایه پیروزی من در این امتحان سخت باشد."
آرامش غروب
" خوش دارم آزاد از قید و بندها درغروب آفتاب بر بلندای کوهی بنشینم و فرو رفتن خورشید را در دریای وجود مشاهده کنم و همه حیات خود را به این زیبایی خدایی بسپارم و این زیبایی سحرانگیز، با پنجه های هنرمندش با تار و پود وجودم بازی کند، قلب سوزانم را بگشاید، آتشفشان درد و غم را آزاد کنم، اشک را که عصاره حیات من است، آزادانه سرازیرنمایم، عقده ها و فشارهایی را که بر قلب و روحم سنگینی می کنند بگشایم . غم های خسته کننده ای را که حلقومم را می فشرند و دردهای کشنده ای که قلبم را سوراخ سوراخ می کند، با قدرت معجزه آسای زیبایی تغییر شکل دهد و غم را به عرفان و درد را به فداکاری مبدل کند و آنگاه حیاتم را بگیرد و من دیوانه وار همه وجودم را تسلیم زیبایی کنم و روحم به سوی ابدیتی که نورهای زیبایی می گذرد پرواز کند و در عالم آرامش و طمأنینه از کهکشانها بگذرم و برای لقاء پروردگار به معراج روم و از درد هستی و غم وجود بیاسایم و ساعتها و ساعتها در همان حال باقی بمانم و از این سیر ملکوتی لذت ببرم."
نظر نميدي ()پرگشایم
خوش دارم که در نیمه های شب در سکوت مرموز آسمان و زمین به مناجات برخیزم. با ستارگان نجوا کنم و قلب خود را به اسرار ناگفتنی آسمان بگشایم. آرام آرام به عمق کهکشانها صعود نمایم، محو عالم بی نهایت شوم . از مرزهای علم وجود در گذرم و در وادی ثنا غوطه ور شوم و جز خدا چیزی را احساس نکنم.
توکل و رضا
" ترا شکر می کنم که از پوچی ها ، ناپایداری ها ، خوشی ها و قید و بندها آزادم کردی و مرا در طوفانهای خطرناک حوادث رها ننمودی، و درغوغای حیات، در مبارزه با ظلم و کفر غرقم کردی، لذت مبارزه را به من چشاندی ، مفهوم واقعی حیات را به من فهماندی... فهمیدم که سعادت حیات در خوشی و آرامش و آسایش نیست ، بلکه در جنگ و درد و رنج و مصیبت و مبارزه با کفر و ظلم و بالاخره در شهادت است.
خدایا ترا شکر می کنم که به من نعمت " توکل " و " رضا" عطا کردی، و در سخت ترین طوفانها و خطرناکترین گردابها، آنچنان به من اطمینان و آرامش دادی که با سرنوشت و همه پستی ها و بلندیهایش آشتی کردم و به آنچه تو بر من مقدر کرده ای رضا دادم.
خدایا در مواقع خطر مرا تنها نگذاشتی ، تو در کویر تنهایی، انیس شبهای تار من شدی، تو در ظلمت ناامیدی، دست مرا گرفتی و کمک کردی... که هیچ عقل و منطقی قادر به محاسبه پیش بینی نبود، تو بر دلم الهام کردی و به رضا و توکل مرا مسلح نمودی، و در میان ابرهای ابهام و در مسیری تاریک مجهور و وحشتناک مرا هدایت کردی."
می خواستم شمع باشم
" همیشه می خواستم که شمع باشم ، بسوزم ، نور بدهم و نمونه ای از مبارزه و کلمه حق و مقاومت در مقابل ظلم باشم . می خواستم همیشه مظهر فداکاری و شجاعت باشم و پرچم شهادت را در راه خدا به دوش بکشم. می خواستم در دریای فقرغوطه بخورم و دست نیاز به سوی کسی دراز نکنم. می خواستم فریاد شوق و زمین وآسمان را با فداکاری و آسمان پایداری خود بلرزانم. می خواستم میزان حق و باطل باشم و دروغگویان ومصلحت طلبان و غرض ورزان را رسوا کنم. می خواستم آنچنان نمونه ای در برابر مردم به وجود آورم که هیچ حجتی برای چپ و راست نماند، طریق مستقیم روشن و صریح و معلوم باشد، و هر کسی در معرکه سرنوشت مورد امتحان سخت قرار بگیرد و راه فرار برای کسی نماند..."
نظر نميدي ()